تبليغاتX
Welcom 2 my beautiful world

Welcom 2 my beautiful world

Welcom 2 my dark world

احکام چت...(18-)


* اگر مردی و زنی به قصد چت خصوصی وارد مسنجر شوند ، واجب است كه قبل از شروع چت ، صیغهء حلالیت مجازی بین آن دو جاری شود . این صیغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار می گیرد تا با كلیك به روی آن به صورت خودكار جاری گردد.



* كلیك كردن هر دو نفر مستحب است.



* بدیهی ایست كه این صیغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهون و چه عمدن ، صیغه خود به خود فسخ می گردد.


* این نوع صیغه فقط مختص زنان بیوه می باشد.زنان بیوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجرهء چت یا بیشتر از آن نیستند.


* دختران و زنان متاهل فقط می توانند از صیغهء مجازی محرمیت استفاده كنند و حق استفاده از صیغهء مجازی حلالیت را ندارند ( چت در حد سلام و احوالپرسی و با درصد اروتیك كمتر) .


* صیغهء مجازی محرمیت ، همچون صیغهء مجازی حلالیت ، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهد گرفت.



* تمام احكام جاری شدن و فسخ این دو نوع صیغه یكسان می باشد.


* مردان متاهل حق باز كردن بیش از چهار و مردان مجرد پنج پنجرهء توامان چت را ندارند.


* فرستادن هر نوع ایكون بعد از جاری شدن صیغه حلال می باشد.



* چنانچه ایكونی قبل از جاری شدن صیغه ارسال گردد ، این ایكون حرام زاده بوده و احكام ایكون های حرمزاده در مورد آن مصداق دارد.



* اگر به هر علت غیر ارادی ، مثل وقوع زلزله ، تسك كردن ناگهانی سیستم ، قطع شدن كانكشن یكی از دو طرف و قس الی الهذا ، ایكونی قبل از جاری شدن صیغه ارسال گردد ، احكام ایكون های حرامزادهء مشبهه بر آن صادق است.



* بستن پنجرهء چت به اختیار مردان می باشد . چنانچه زنی قبل از مرد اقدام به بستن آن بكند ، واجب است تا 4 روز عدهء پنچرهء بسته شده را به جا بیاورد . قبل از پایان عده ، حق چت با هیچ ذكور دیگری را ندارد.



* چنانچه زن متاهلی با یا بدون جاری شدن صیغهء مجازی حلالیت اقدام به چت با مردی بكند ، این چت به منزلهء زنای محصنهء مجازی بوده و حد سنگسار مجازی بر او لازم می گردد.



* اگر مردی اقدام به چت با زنی متاهل بنماید ، با علم به متاهل بودن زن ، حتی در صورت جاری شدن صیغهءمجازی حلالیت حد تعزیری شلاق اینترنتی بر او لازم می گردد.



* زنان و مردان مشمول صیغهء مجازی حلالیت ، در صورت چت كردن بدون جاری نمودن صیغه ، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزیری شلاق اینترنی محكوم شده و در صورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد ( ه ) فی النت بوده و اجرای حكم اعدام اینترنتی بر آنان لازم است.

+writing in چهارشنبه بیست و دوم دی 1389time16:38by AMIR | |



فرق درس خوندن پسرابادخترا...


دخترها:
بعضی از اونا واقعاً می خونند وقتی میرن سر كتاب تا یكی دو ساعت دیگه كلشونو از كتاب بر نمی دارند . عادت دارند زیر مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند
بعضی هاشون هم كه مثلا درس می خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روی كتابه ولی حواسشون یه جای دیگست ...
یه عده ای هم هستند كه به بهونه اینكه مشكل دارن زنگ میزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود یك ساعت و اندی به طوری كه اشك و دود تلفن در میاد برای هم قصه بی بی چساره تعریف می كنند.

و اما پسر ها:
یا درس نمی خونند یا وقتی می خواند بخونند باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد كه شب امتحانه ...
یه كم كه درس خوندند یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شوند
و به یه چیزی فكر می كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند میشند میرن استراحت می كنند بعد از یك ساعت استراحت دوباره میرند میشینند فكر می كنند . وقتی فكرشون تموم شد كتاب را ورق میزنند یه كم براندازش میكنند وزنش می كنند استخاره می كنند برای خودشون تقسیمش می كنند میگند تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر بعد میرن استراحت كنند . حین استراحت حسشون تموم میشه
حال ندارند برند بخونند ولی چون می دونند فردا امتحان دارند پا میشند میرند سر كتابشون.
همینجور كه می خونند هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فكر می كنند(لازم به ذكر است كه هیچ وقت در هیچ موقعیتی فكر نمی كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون میاد) بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بینند خیلی دیر شده .دوباره میرنند درس بخونند این بار می خونند یه چیزایی هم یاد میگیرند ولی چیزایی كه یاد نمی گیرند را میذارند كه فردا از دوستاش بپرسند یه كم به معلمشون فحش میدند می گند اینارو درس نداده . خلاصه آخرش نمیرسند كتاب را تموم كنند فردا میرند میبینند كه دوستاشون یه چیزایی می گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد میشه اونایی هم كه خونده بودند یادشون میره به همین سادگی...

+writing in چهارشنبه بیست و دوم دی 1389time16:32by AMIR | |



1-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند.
2-اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده!
3-یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه.
4-یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون!!!
5-دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!
6-دخترا می خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن.
7-اگر به یه دختر بگی دوست دارم فکر میکنه تو چقدر خوبی و عاشقت میشه اما اگر به یه پسر بگی دوست دارم فکر میکنه تو چقدر بی جنبه و جوات هستی دست به هر کاری میزنه تا از شرت خلاص شه!
8-نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.
9-دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره.
10-دخترا فکر می کنن بهترین راه برای بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله!
11-دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند!
12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن.
13-اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید.
14-دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن
۱۵- شرمنده . شماره ۱۵ خیلی ..........هست و اگه بنویسم وب فیلتر میشه !
16-اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک جمع فقط سوتی میدن!
17-یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه.
18-پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن!
19-یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه!
20-یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!
21-اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش!
22-دختر ترشیده میشه اما پسر نه!!!!
پ.ن: بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن به نویسنده اش میل میزنن و فحش میدن!!!

توجه داشته باشید این مطالب فقط جهت خندست و قصد توهین به دختر خانم ها رو نداریم
به خدا راست میگم...

+writing in یکشنبه نهم آبان 1389time17:51by AMIR | |



دختر پسري با سرعت120کيلومتر سوار بر موتور سيکلت


دختر:آروم تر من ميترسم


پسر:نه داره خوش ميگذره


دختر:اصلا هم خوش نميگذره تو رو خدا خواهش ميکنم خيلي وحشتناکه


پسر:پس بگو دوستم داري


دختر :باشه باشه دوست دارم حالا خواهش ميکنم آروم تر


پسر:حالا محکم بغلم کن(دختر بغلش کرد)


پسر:ميتوني کلاه ايمني منو برداري بذاري سرت؟اذيتم ميکنه


و.....


روزنامه هاي روز بعد: موتور سيکلتي با سرعت 120 کيلومتر بر ساعت به ساختماني اثابت کرد موتور سيکلت دو نفر سرنشين داشت اما تنها يکي نجات يافت حقيقت اين بود که اول سر پاييني پسر که سوار موتور سيکلت بود متوجه شد ترمز بريده اما نخواست دختر بفهمه در عوض خواست يکبار ديگه از دختر بشنوه که دوستش داره(براي اخرين بار)

+writing in پنجشنبه هشتم مهر 1389time17:52by AMIR | |



یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"*دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟


من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم


ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی


باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون


عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه كه نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم

+writing in پنجشنبه هشتم مهر 1389time17:50by AMIR | |



پیرمردی صبح زود از خانه اش بیرون آمد.پیاده رو در دست تعمیر بود به همین خاطر در خیابان شروع به راه رفتن کرد که ناگهان یک ماشین به او زد.مرد به زمین افتاد.مردم دورش جمع شدند واو را به بیمارستان رساندند. پس از پانسمان زخم ها، پرستاران به او گفتند که آماده عکسبرداری از استخوان بشود.پیرمرد در فکر فرو رفت.سپس بلند شد ولنگ لنگان به سمت در رفت و در همان حال گفت:"که عجله دارد ونیازی به عکسبرداری نیست" پرستاران سعی در قانع کردن او داشتند ولی موفق نشدند.برای همین از او دلیل عجله اش را پرسیدند. پیر مرد گفت:" زنم در خانه سالمندان است.من هر صبح به آنجا میروم وصبحانه را با او میخورم.نمیخواهم دیر شود!" پرستاری به او گفت:" شما نگران نباشید ما به او خبر میدهیم. که امروز دیرتر میرسید." پیرمرد جواب داد:"متاسفم.او بیماری فراموشی دارد ومتوجه چیزی نخواهد شد وحتی مرا هم نمیشناسد." پرستارها با تعجب پرسیدند: پس چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او میروید در حالی که شما را نمیشناسد؟"پیر مرد با صدای غمگین وآرام گفت:" اما من که او را مي شناسم

+writing in پنجشنبه هشتم مهر 1389time17:47by AMIR | |




از زندگي خسته شده بود.... شقيقه هاش تير مي کشيد .. بي تفاوت به ديوار سفيد خيره شده بود... چقدر خسته بود... از نگاهش پيدا بود. تنها اوميدانست... 

چقدر دوستش داشت؟ جواب اين سوال را نمي دانست اما کسي در درونش فرياد ميزد يک دنيا اما دنيا به چشمش کوچک بود...به اندازه ي تمام ثانيه هايي که با ياد او.فکر او صداي او زندگي کرده بود... اما باز هم کم بود چون همه ي انها به نظرش به کوتاهي يک روياي شيرين بي بازگشت بود.... هر اندازه که بود.مطمعن بود که ديگر بدون او حتي نفس هم برايش سنگين خواهد بود و مي دانست ديگر بي او زندگي چيزي کم دارد به رنگ عشق!


نگاهش به جعبه ي کوچکي بود که روي ميز بود. دستش را دراز کرد جعبه را برداشت.نفسش داشت بند مي امد. ياد يک هفته پيش افتاد که با چه شوق و ذوقي رفت و خريدش تا بدهدش يادگاري .يادگاري که با ان عشق را جاودان سازد..چه قدر زيبا بود ... درخشش نگينش توجه همه را به خود جلب ميکرد. چه قدر با خودش تمرين کرد. شب از هيجان خوابش نبرد. اخه فردا باهاش قرار داشت . صبح زود بلند شد . يک دوش گرفت. کت شلواري را که مي دانست خيلي دوست دارد پوشيد. حسابي خوش تيپ کرد. جعبه را گذاشت تو جيبش. اما طاقت نياورد باز کرد و بار ديگر نگاهش کرد. چه قدر زيبا بود اما ميدانست اين زيبايي در برار ان عزيز که دلش را سال ها بود دزديده بود هيچ است.


سر ساعت رسيد. از تاخير داشتن متنفر بود.چند دقيقه بعد او امد. کمي اشفته بود. با خودش گفت حتما براي رسيدن به من عجله کرده است. سر ميز هميشگي شان نشستند. کمي صحبت کردند. کم حرف بود. بيشتر دوست داشت که بشنود. از همه چيز برايش گفت. داشت کم کم حرفاش را جمع و جور مي کرد. از اضطراب تو جيبش با جعبه بازي مي کرد. تا خواست حرف دلش را بزنه.. وسط حرفش پريد گفت.. .... يک چيزي را مي خواستم بهت بگم. من دارم ميرم. تا اخر هفته ي ديگه... ديگه هيچي نشنيد .. انگار که مرد.. قلبش ديگه نمي زد.. صداش در نمي امد.گلوش خشک شده بود....تا اينکه به سختي گفت؟ چي ؟؟؟ يک بار ديگه بگو... بغض کرد گفت: من دارم ميرم. مجبورم. بابا برام بيليت گرفته. خودم هم نمي دونستم.. اصلا باورم نميشه.فقط يک خواهش دارم اين يک هفته ي اخر را باهم خوش باشيم و بذار با يک دنيا خاطرات قشنگ اين داستان تموم شه...نمي خواست هيچي بشنوه. حاضر بود بقيه عمرش را بده و زمان در چند دقيقه قبل ثابت بمونه. اما حيف نمي شد.. از سر ميز بلند شد. ناي راه رفتن نداشت. انگار همه ي دنيا روي دوشش بود. گفت بعدا بهت زنگ ميزنم. صدايي راشنيد که ميگفت: تو را خدا اروم باش.. مواظب خودت باش... نفهميد چه طوري خودش را رساند خونه . رفت تو اتاقش . خودش را انداخت رو تخت. و تنها صداي يک احساس خيس بود که سکوت تنهاييش را مي شکاند. نفهميد چند ساعت گذشته بود. برايش مهم نبود. موبايلش را نگاه کرد 10 تا اس ام اس با 3 تا ميسکال! مي دانست که از نگراني دارد مي ميرد. بهش زنگ زد. سعي کرد بروز ندهد  اما نشد تا صدايش را شنيد که گفت بله بفرماييد بغضش ترکيد....گوشي را قطع کرد . چند دقيقه بعد دوباره زنگ زد.. با خودش عهد بسته بود که اخرين خواسته اش را با جون دل انجام بدهد. و اين يک هفته را با هم خوش باشند. هر روز به جاهايي سر ميزدند که با هم رفته بودند. جاهايي که با هم خاطره داشتند. شب ها هم تا سپيده با تلفن حرف مي زدند. به ياد تمام شب هايي که با هم تا صبح از عشق گفته بودند.


ثانيه برايشان عزيز بود. قيمتش قدر تمام عشقي بود که بهم تقديم کرده بودند. اما اين ثانيه ي عزيز خيلي بي رحم و بي تفاوت به زمين و زمان در گذر بود و يک هفته به سرعت يک نيم نگاه عاشقانه گذشت.. روز اخر شد ... لحظه ي اخر فرا رسيد ... وقت گفتن خداحافظي ... نمي خواست از دستش بدهد . نمي خواست بذارد برود... نمي خواست.......... اما...............


نگاهش کرد. اخرين نگاه. چقدر دوستش داشت... گفت مواظب خودت باش.. گفت: تو هم همين طور. سخت نگير اين نيز بگذرد.


گفت: بي تو نمي گذره!!! اشک تو چشامانش حلقه زده بود اما نمي خواست اشکهايش را ببيند!بوسيدش.. چقدر گرمايش را دوست داشت . اما حيف که اخرين بوسه بود... براي اخرين بار نگاهش کرد سرش را به زير انداخت و رفت بي خداحافظي.. صدايي را مي شنيد که مي گفت: خداحافظ...


نگاهش به ساعت افتاد.هنوز نرفته بود . با اينکه همين چند ساعت پيش او را ديده بود اما دلش تنگ شده بود.. خيلي تنگ.


صداي موبايل او را از عالم رويا به واقعيت بازگرداند . گوشي را برداشت. صداي اشنايي بود..: من پروازم را از دست دادم. نميرم.


مي اي دنبالم؟


اين بار هم چيزي نمي شنيد . صدا گفت: صدام مياد؟ ميگم نمي رم. پيشت مي مونم . دوست دارم. مي اي دنبالم؟


به خودش امد: اره . همين الان اومدم.


گوشي را قطع کرد. چه قدر خوشحال بود. زندگي با عشق و ديگر هيچ.چشمش به جعبه ي روي ميز افتاد هنوز هم درخشش زيبا بود.

+writing in دوشنبه پنجم مهر 1389time16:35by AMIR | |



 

انریکه در یکی از مصاحبه های جدیدش با مجله ایترنتی (تایم) به 99 سوال که ازش پرسیدن جواب داده که بعضی ار این جوابها جالبند

منم بعضی از سوال و جوابها رو واستون میزارم

-ایا این شایعه  راسته که وقتی میخوای ترانه بنویسی باید بری جکوزی و با یه نور شمع بنویسی؟

 این مزخرفه این چرندیاتو کی به شما گفته؟

-تعریفت از لاتین پاپ چیه؟(در توضیح لازمه بگم که انریکه رو به عنوان یک خواننده ی مروج لاتین پاپ میدونن)

خوب این آهنگ از نفوذ امریکای جنوبی در موسیقی پاپ به وجود اومده و موسیقی گرم و زیبایی است که شما رو وادار به رقص میکنه

-یکی از آهنگهای   پدرت رو که دوست داری بگو؟

خوب  آهنگهای زیادی هست که دوست دارم ولی آهنگ لا ویدا رو دوست دارم

-موسیقی خودت رو تا چه حدی مدیون پدرت هستی ؟

شاید باور نکنید ولی من فقط یه بار با پدرم در مورد موسیقی صحبت کردم اون هم درروز تولدم بود

-آخرین باری که با پدرت چند لیوان ویسکی نوشیدی کی بود؟

قطعا هیچوقتا این اتفاق نیافتاده  بزار اینطور بهتون بگم که حتی یه قطره الکل که با پدرم نوشیده باشم در بدنم نیس

-آخرین باری که پدرتو دیدی؟

2 سال پیش روز مرگ پدر بزرگم

-آیا این شایعه اس که فروش آلبوم های تو 2 برابر فروش آلبوم های پدرت بوده؟

من ا صلا نمیدونم که البوم های پدرم چقدر فروخته .بیشتر از الویس؟یا بیتلز

-اندازه ی قدت؟

190

-اندازه کفشت؟

11th

-ادکلنت؟

Azzaro

-مارک زیر شلواریت چیه؟

هوگو

-به نظر تو کدوم ورزش واسه زیبا شدن بدن مرد( مثه خودت) خوبه؟

شنا، هم برای عضلات هم برای استخوانها

-نام متخصص زیبایی که میری چیه؟

من  به متخصص پوست نمیرم

-ایا یه روز شده  که صورت سوخته بشی؟

آره دو هفته پیش که تو قایق تو میامی بودم

-نام بهترین دوستات؟

اندرس و گونزو

-چیزی که همه زنها میخوان؟

این که میخوان خودشونو جذاب نشون بدن

-تخت یا مبل؟

مبل

-ساحل یا استخر؟

استخر

-قایقرانی یا هواپیما خصوصی؟

هواپیما

-اسکارلت یا پنه لوپه؟

هر دو مورد علاقه من هستند

-زیباترین زن اسپانیایی کیه؟

تو نمیشناسیش

-چه راهی داری برای نه گفتن به یه زن جذاب؟

فقط یه لبخند بزنی

-سایت مورد علاقت در اینترنت؟

Kournikova.com

-در حال حاضر دوست دخترت انا کجاس؟

میامی ،تو خونه

-درحال حاظر رابطه تو با انا 8 سال حفظ شده خودت دلیلشو چی میدونی؟

این که این ارتباط بر اساس اعتماد تفاهم وشفقت ایجاد شده

-چه خصوصیتی در زنان روسی هست با تجربه ای که داری؟

من فکر میکنم که هیچ فرقی بین زنان هر کشوری وجود نداره و اتباطی به ملیت زن نداره به نظر من در مورد زن باید به عنوان یه فرد صحبت کرد چون هر زن روسی هم با هم متفاوت هستند

-از دوستت سارا کانر چه خبر؟

مدتی هست که با او ارتباط ندارم. اون خیلی جالبه، همونطور که میدونید من با اون در لس انجلس اشنا شدم

-ایا در اینده با ریکی مارتین همکاری خواهی کرد؟

من خوشحال میشم که با ریکی همکاری کنم

ولی اینو بهتون بگم  که به عنوان یه همجنس گرا هر چه زود تر بهتر

-به هر یک از این سوالات از  10 به استعداد خودت نمره بده.

-بازیکن فوتبال؟

7

-گاو باز؟

2 یا 3

-گیتار فلامنکو؟

8

-پسر؟

10 من پسر خوبی هستم

-کاری که در تنهایی انجام میدی؟

نوشتن اهنگ

-ایا نور شدید افتاب ناراحتت نمیکنه؟

هرگز

-بازی مورد علاقت در ایفون؟

ندارم

-آیا آسونه که روی صحنه مقابل صد هزار نفر خوشحال و راحت بود؟

این ساده ترین کاره

من وقتی روی صحنه هستم شاد ترین مرد جهانم

-یه فعالیتی که یه مرد میتونه در یه غروب افتاب ودر کنار ساحل انجام بده؟

با سگاش بازی کنه

-ایا تا بحال پیش روانپزشک رفتی؟

هرگز

-کدوم هتل بهترین تخت و تشک رودر جهان داره؟

ریترز پاریس

-ایا الکلی هستی؟

من صد در صد مطمئن هستم که نیستم

-نام 2 سگت؟

گرمی و لوکاس

-اگر دوست دخترت باردار بشه؟

من مشتاقانه حاظرم که پدر بشم ولی در زمان مناسب که هنوز فرا نرسیده

-به عنوان یک فرد ساکن فلوریدا ایا خلیج مکزیک از نشت نفت خلاص میشه؟

من در ساحل شرق ایلت فلوریدا زندگی میکنم  فقط خدا میتونه اینکارو بکنه

-ایا اسپانیا از بحران اقتصادی نجات پیدا میکنه؟

من در امریکا زندگی مینگم اما به مردم اسپانیا اعتماد دارم زنده باد اسپانیا

+writing in دوشنبه پانزدهم شهریور 1389time0:31by AMIR | |



                   عشق  نمیپرسه تو کی هستی . عشق فقط میگه تو مال منی...

                         ***********************************

                   عشق نمیپرسه اهل کجایی.فقط میگه توی قلب من زندگی میکنی..

                        ***********************************

          عشق نمیپرسه چیکار میکنی.فقط میگه باعث میشی قلبم به ضربان بیفته

                       ************************************

                       عشق نمیپرسه چرا دوری فقط میگه همیشه با منی.

                       ************************************

                      عشق نمیپرسه دوستم داری...فقط میگه دوستت دارم.

                    

*************************************************************

          ای که میپرسی نشان عشق چیست.عشق چیزی جز ظهور مهر نیست.

                                 عشق یعنی مهر بی چون وچرا.

                          ******************************

                                 . عشق یعنی کوشش بی ادعا.

                          ******************************

                                    عشق یعنی مهر بی ام واگر

                         *******************************

                                 عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست

                        ********************************

                                 عشق یعنی جان من قربان اوست

                        ********************************

                                 عشق یعنی خواندن از چشمان او

                       *********************************

                                      حرفهای دل..بدون گفتگو

                      **********************************

                                  عشق یعنی عاشق بی زحمتی

                     ***********************************

                                   عشق یعنی بوسه بی شهوتی

                     ***********************************

                                       عشق یار مهربان زندگی

                     ***********************************

                                         بادبان ونردبان زندگی

                    ************************************

                                                ودرپایان

                                          *************

                                       عشق یعنی همه چیز....

+writing in شنبه سیزدهم شهریور 1389time22:41by AMIR | |



این بیوگرافی در حال حاضر کامل ترین بیوگرافی انریکه هستش که از اون منتشر شده...

تقدیم به خودم وتمام عاشقان انریکه عزیز...

امیدوارم خوشتون بیاد...


::Read More::

+writing in شنبه سیزدهم شهریور 1389time17:44by AMIR | |



تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

+writing in چهارشنبه دهم شهریور 1389time6:39by AMIR | |



تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

+writing in چهارشنبه دهم شهریور 1389time6:38by AMIR | |



سلام عزیزان تو این پست گالری عکس انریکه رو براتون گزاشتم...امیدوارم خوشتون بیاد واینو بدونید که تندتند به عکس های این گالری اضافه میشه...


::Read More::

+writing in دوشنبه هشتم شهریور 1389time20:57by AMIR | |



با سلام به تمامی برو بکس.تواین پست جدید براتون البوم جدید انریکه رو گزاشتم که امسال یعنی سال۲۰۱۰ خونده.اهنگ های البوم رو براتون به صورت تک تک گزاشتم که عزیزایی که ازdial up استفاده میکنند بتونن دانلود کنن...موفق باشید...


::Read More::

+writing in دوشنبه هشتم شهریور 1389time20:24by AMIR | |



 پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست ..... هر وقت با تيکه هاي شکسته ي دل يک نفر يک پازل دل جديد براش ساختي هنر کردي

 

فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سرانجام آن وابستگي دلتنگيست

برای خوندن بقیش برین ادامه مطلب...


::Read More::

+writing in یکشنبه هفتم شهریور 1389time16:1by AMIR | |




پسر : سلام.خوبي؟مزاحم نيستم؟
دختر: سلام. خواهش مي کنم.?asl pls
پسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/نازنين/۲۲
پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگي!اسم مادر بزرگ منم نازنينه.
دختر: مرسي!شما مجردين؟
پسر: بله. شما چي؟ازدواج کردين؟
دختر: نه. منم مجردم. راستي تحصيلاتتون چيه؟
پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT اَمِريکا دارم. شما چي؟
دختر : من فارغ التحصيل رشته گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: wow چه عالي!واقعا از آشناييتون خوشحالم.
دختر : مرسي. منم همين طور. راستي شما کجاي تهران هستين؟
پسر: من بچه تجريشم. شما چي؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجاي تجريش مي شينين؟

برای خوندن بقیش برین ادامه مطلب...


::Read More::

+writing in پنجشنبه چهارم شهریور 1389time15:52by AMIR | |




اگر شما ذاتا" انسان با کلاسي هستيد که هيچ !!! در غير اين صورت بايد از هر فرصتي براي نشان دادن اين موضوع استفاده کنيد . شايد باورتان نشود ولي شما مي توانيد از جراحت خود نيز براي کلاس گذاشتن استفاده کنيد فقط کافيست جواب هاي زير را با اندکي قيافه موجّه بيان کنيد

برای خوندن بقیش برین ادامی مطلب...


::Read More::

+writing in پنجشنبه چهارم شهریور 1389time15:49by AMIR | |




علم ثابت کرده که غذا رو بمالی به صورتت خوشمزه تر می شه

۲ـ خودتو خسته نکن که فرق آره و نه را یاد بگیری

۳ـ همیشه دو تا شیرینی بردار با هر دستت یکی

۴ـ سینه خیز برو تو جاهای تنگ و تاریک که دست مامان بهت نرسه

۵ ـ اون لیوان پلاستیکی که سرش چند تا سوراخ داره می دونی اسمش چیه : آب پاش

۶ ـ مداد شمعی هاتو گاز بزن نترس گلم اونا به هیچ وجه سمی نیستند

۷ ـ اگه گفتی کاغذ توالت چند متره ؟

برای خوندن بقیش برین ادامه مطلب...


::Read More::

+writing in پنجشنبه چهارم شهریور 1389time15:47by AMIR | |




چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند

چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

ورزش کنار دریای آقایون چیست؟

هر موقع خانمی را می بینند شکم هایشان را تو می دهند

برای خوندن بقیش برین ادامه مطلب...


::Read More::

+writing in پنجشنبه چهارم شهریور 1389time15:42by AMIR | |



 

بعد از کنسرتاش نزدیک به20ساعت نمیخوابه!5بار در روز مسواک میزنه!موقع خواب یه بالش بین پاهاش قرار میده!به عاشق شدن در یک نگاه معتقده!از دروغ ودروغگو متنفره.اگه گمش کردین میتونین تو مک دونالد یا برگر کینگ پیداش کنید!هیچ وقت بیشتر از20دلار با خودش به عنوان پول تو جیبی بر نمیداره!بعضی از دوستاش اونوkikeصدامیکنن!همیشه دیر میکنه!!شب ایده الش یک شب با فیلم و شامه.حداقل مشخصه ای که خودش اونو دوست داره اینه که پاهاش خیلی لاغره!!!تنها چیزی که عصبانیش میکنه دروغه!!  وادامه دارد...

+writing in چهارشنبه سوم شهریور 1389time17:8by AMIR | |






::Read More::

+writing in سه شنبه دوم شهریور 1389time18:1by AMIR | |




::Read More::

+writing in دوشنبه یکم شهریور 1389time19:58by AMIR | |